297

نچ اینطوری دیگ نمیشه باید ی جایی ثبت کنم این قول رو ک دیگه گزارش دروووووووووووغ ندم!!

 

من قول میدم که دیگه گزارش دورغ ندم!

ذهنم ب اندازه کافی شلوغ هست فکر میکنم بهتره ی مدت از همه جا فاصله بگیرم...

دور و برم ی ادم پیدا نمیکنم باهاش حرف بزنم روح و روانم شاد شه..این چ زندگی شخمیه اخه؟! این همه زندگی کردم اخرم هیچ؟ هیچ ادمیزاد اندوخته ای ندارم واقعا؟؟

 

296

بالاخره بعد از ی هفته بابا تونست الکل گیر بیاره..از مغازه دوستش خرید..یه الکل 500میلی با ی شیشه اسپری 50 میلی با 6تا ماسک و یه بسته دست کش 70 و خورده ای :/ حالا ما اهل احتکار نیستیم اینا بسته هاش این شکلی بود!! ینی مثلا ماسک ها سه تا تو ی بسته بندی بود بابا دو بسته گرفته بود اومد خونه دید عع تو هر کدوم 3تاس!

+هوف ک اهنگ بهت عادت کردم حامد برادران رو شنیدم ...

+خیلی دلم میخواد برا تشکر از دکترا و پرستارا و پرسنل بیمارستان ها و... ی کاری بکنم ولی جز دعا برای سلامتی شون کار دیگه ای از دستم بر نمیاد :)) با خودم تصمیم گرفتم روزی 10تا صلوات برا سلامتی شون بفرستم..

+ ای کاش نمیگفتم تو شهر داداش هم کرونا مثبت پیدا شده...هوف لال نشی دختر..

+دوست بابا زنگ زد گوشی بابا دست من بود..بابا سرویس بود من جواب دادم قبلش بابا رو صدا زدم بیاد بیرون..وای ک این ادم چقد با شخصیته *_* ینی بین همه ی دوستای بابا من فقط ازین خوشم میاد^_^ گوشیو دادم ب بابا مامان گفت حالا دیر نمیشد میگفتی بابام اومد زنگ میزنه کارش دیر نمیشد که!! گفتم نچ من بین همه ی دوستای بابا من فقط ازین خوشم میاد^_^ مامان گف اتفااقا پسر داره هاااا گفتم نمخام پسرش 2سال ازم کوچیکتره :((( لنتی جذاب باکلاس :((

295

خسته شدم از بس هی چشام خاریدن و من رفتم دستامو شستم تا بخارونمشون :/

الان ی ربعه هی میخاره هی من پلک میزنم ک اینجوری شاید حسش کمتر بشه :(

پوست دستمم قشنگ ی لایه اش برداشته شده دیگه الان کاملا زخم شده علی رغم کرم های مرطوب کننده و ترمیم کننده ای ک میزنم :((

294

حوصله نیست اصلا دیشب تولد آقای لام بود و اینطور که حساب کتابام میگه اون ۶ماه و ۲۰روز ازم بزرگتره😁 جذاب بود برام😂 امروز براش پیام تبریک فرستادم و هنوز سین نکرده😂😂 گفتم میخواستم ویس بگیرم بفرستم ولی روم نشد😊 چیزی ک هست اینه که ازش خیلی فراری شدم...چرا؟ چون جام چشمای ی نفر براش ی جام دیگه است..از آدمای متعهد میترسم..امروز قراره زنگ بزنه و من همچنان منتظرم:)) امروز مونا زنگ زد و نیم ساعتی حرف زدیم و چقد یک هفته قرنطینه برا همه حوصله سر بر شده؛(

 

+پ.ن:حالا اینکه چرا با وجود اینکه ازش فراری ام براش تبریک تولد فرستادم؟ والا وقتی برام ویس میفرسته ببخشید امشب تولدم بود و فلان من میتونم ب هیچ جام نگیرم؟؟! تنها کاری ک میتونستم بکنم اینه ک با صدای خودم ویس نگیرم و ب ی تبریک تولد رسمی اکتفا کنم و عرض شود ک امروز ک زنگ زد بازم ب هیچ جام نگرفتم و با اینکه پیاممو سین نکرده بود بهش تبریک نگفتم و حتی احوال پرسی هم نکردم ی سلام عادی و جواب دادن های عادی :))) بعضی وقتا خیلی ب خودم سخت میگیرم واقعا!! خیلی مراقب رفتارم و کارم هستم ک ناخواسته گند نزنم ب زندگی کسی..ب احساساتش و خوشبختیش:))

حوصلم سررفتههههههههههههههههههههههههههههه :/

دلم میخواد امشب راحت بخوابم .. زود بخوابم..بی دغدغه بخوابم..بدون اشک ریختن..

کاش تا الان ک حالم نرماله بخوابم ولی ن شام خوردم و ن مشاورم زنگ زده..

کاش فقط دنیا دو روز ساکت بود...

سکوت مطلق..

ی خلا واقعی ..

290

یکی از بچه های مشهدی تو وبش نوشته :

دل‌م برای دنیای قبل ویروس کرونا تنگ شده، خیلی تنگ.

 

و باید بگم ک منم خیلی دلم برای کارای روتین و روزانه و عادی که همیشه ازشون گله میکردم تنگ شده..

راستش من نگران نیستم برای اینکه کرونا بگیرم یا ن..! ینی از شدت نگرانی افسردگی نگرفتم..وگرنه خب نگرانم برای خونواده ام .. برای داداش ک از فردا باید بره سر کار یا بابا ک هی اینور اونور میره و حرفامو جدی نمیگیره..ولی خدا رو شکر میکنم ک اون ارامشه رو دارم :))

 

الله وکیلی زورم میاد ماهی ۴۰۰ بابا بده ب این پسره...

خدایی هی میخوام ازش بپرسم آقای فلانی خدایی رتبه ات سع رقمی شده؟ ناموسا پزشکی فردوسی میخونی؟://

انقد ک این بشر فراموشکار!!!ینی فک کنم حتی تولد دوس دخترشم یادش نمونه!!! (اخه این گزینه ی خیلی مهمیه!؛) )

 

 

+دستامو انقد شستم پوستش رفته با دستمال کاغذی که خشک میکنم دستماله ب دستم مچسبه!! ینی عملا دستم ی لایه اش ب آآآآ رفتع؛(( اگه تا ی ماه دیگه کرونا نابود نشه پوست دستای من ب طور قطع تجزیه میشه!!

سر شب ب بابا گفتم ک دستام اینطوری شده چیکا کنم؟ گف کرم نرم کننده بزن گفتم دیگه فایده نداره اخه هر شب میزنم.. مامان گف از بس دستاشو میشوره!!هعی میره تو اتاقش باز تا میاد بیرون دستاشو میشوره:/ گفتم خب من تو اتاقم کلی چیز میز دارم ک هی بهشون دست میزنم!! مامان ب بابا گف اینطوری نمیشه براش ی جفت دستکش بخر ک تو خونه دستش باشه فقط موقع سرویس دستاشو بشوره! پوست نمونده براش-_-

ینی دختری که از درد پریودی نمیره کرونا عمرا بتنه کاریش بکنه...

 

زِر مفت چیست؟ حرفایی ک این روزا ادمایی ک باهام ارتباط دارن میزنن

آدمِ مفت چیست؟ ادمایی ک زِر مفت میزنن :))

 

متاسفم واسه این حجم از جهالت مردم :))))))

از قسم خدایی که ب کمرت بزنه نمیترسی؟ :))))))

 

از ناهار تا نمیدونم کی شروع کردم ب نخوردن غذا...تا کی زنده میمونم ینی؟

کاش انقد گریه نکنه

کاش حرف نزنه

کاش ساکت بشه

کاش من میمردم..

زهرا میگه چرا همیشه ب اولین چیزی ک فک میکنی نبودنته؟

میدونی چرا؟

چون اینا فقط با نبودن من اروم میشن..

بذار یکی این وسط حداقل اروم بگیره..یکی زندگی کنه..

چون من طاقت ندارم چون من دارم تا خرخره پر میشم دارم له میشم چون روزی صدبار ب گوه خوردن میوفتم و فردا صبح بیدار میشم و میبینم باید ادامه بدم چون کم میارم...

خیلی وقته کم اوردم از همون یه سال قبل همین موقع ها بود ک فهمیدم من ادم جنگیدن نیستم دیگه..

این روزا بازم اگ زنده بمونم و اینده رو ببینم قطعا دیگه اون فاطمه ی قدیم نیستم..دلم خیلی براش تنگ میشه..خیلی دوسش داشتم...

اخ حالت تهوع دارم...

اخ چقد ادم بده بودن سخته..

کاش دنیا ساکت باشه..وقتی من ساکتم ..

نباید دهنمو باز میکردم..انقد بابت کرونا نگران بودم ک خدا گف صبر کن عزیزدلم بذار ی اتفاق جیگر دارم ک  باید باهاش این دفعه  قسمم بدی ک بمیری :)))

دوباره سر درد و چشم درد از شدت گریه...

این دفعه اونم گریه کرد و خب فقط نگرانم نکنه خدا بخاطر مادر بودنش حق رو ب اون بده و من بازم بازنده این زندگی بشم :)))))